![]() |
![]() |
همیشه آنان که می خواهند حکم برانند و یا سینه زن برگرد علم خود جمع کنند می دانند که نقطه ضعف ملت هایشان چیست و با چه هویجی می توان آنان را به وجد آورد خمینی بیست و هشت سال پیش آمد و اسلام و دغدغه های اسلامی مردم را نشانه گرفت او از فسادی حرف زد که تمامی بدنه حکومت را فراگرفته و همه این فسادها را بر سینه شاه نشاند و مردم را به نشانه گیری آن سینه گماشت هاشمی سفرهای خالی اشان را در برابرشان گشود و توسعه اقتصادی را فریاد کرد و امیرکبیر زمان نامیده شد تا جایی که مخالف هاشمی دشمن نام گرفت و دشمن هاشمی دشمن پیغمبر گردید و خاتمی آزادی و جامعه مدنی را به ارمغان اورد آزادی که بحرانها پدید آورد و طراح آن را خسته و نامید کرد و اقتصاد را متکفل نبود اما جناب آقای احمدی نژاد عدالت را مطرح کرد و دست آوردهای گذشته را به نام خود زد و شناسنامه همگان را باطل ونسل گذشته مدیران را دزد و فاسد نامید(نه تماما به حرف که گاه به عمل) هنوز این ملت می دوند تا کسی دیگر پیدا شود و با حرفی و شعاری و هویجی به بازی بگیردشان و دلخوش باشند
می گویند روزی حاکم کوفه مغیره با مختار از کوچه ی می گذشت مغیره سر در گوش مختار فرو برد و گفت من رازی می دانم که اگر برای تو بگویم و عمل کنی عرب و عجم به اطاعت تو در می آیند مختار با تعجب پرسید آن راز چیست؟ گفت خونخواهی اهل بیت
و این حکایت تاریخی ملت هاست .
در حالی که داشتم گوشهایم را با گوشه های کتم پنهان می کردم از سوز سرما قدمهایم را تندتر برداشتم سر چهاراه بیمارستان یکی از ماموران راهنمایی با راننده یک ماشین مدل بالا جر و بحث می کرد می خواستم بروم به کلاس برسم اما با نگاهی که توی ماشین انداختم خشکم زد یک آخوند پت و پهن عقب نشسته بود و به قول ادبی آن، شخصیت می نمود مامور به راننده این آقا می گفت عزیزم از این جا نمی توانید بروید حرم اینجا فقط خط ویژه اتوبوس است ولی طرف انگار پشتش به پشت ماشینش گرم بود (اصولا من به این صنف خیلی حساسم) نشست پشت فرمان و به آرامی به پای مامور زد مردم جمع شده بودند، سرهنگ مقدم آمد شخصیت پیاده شد و در گوش سرهنگ چیزی گفت نفهمیدم ولی سرهنگ احترام گذاشت و گفت بفرمایید
اعصابم خرد شد یعنی چه؟ تمام تاریخ در ذهنم آمد، عبور فرعون در کنار نیل عبور خلیفه عباسی از کوچه و ماندن امام جواد یادم امد که فرعونها نه تنها مومیایی نشده اند بلکه هنوز زنده اند وخلق وخوی خود را به میراث نهاده اند. فرعون هزاران سال پیش بسیط بود و نسبت به سادگی دوران خود می گفت انا ربکم الاعلی و این اخوند پیچیده امروز ما به هیچ قانون خدایی و انسانی سر فرود نمی آورد. در ذهنم تاریخ این دو فرعون را جابجا کردم اگر هزار سال پیش این شخصیت در مصر بود او هم فرعونی نمی کرد
البته ما همه فرعونیم
خدا رحمت کند مرحوم صفایی می گفت ما همه فرعونیم مصرهایمان کوچک و بزرگ است
خمینی اگر بود چه می گفت و می کرد؟ پرسشی است که در هفدهمین سالگرد او برمن هجوم آورده پرسشی که نسل مرا به تامل واداشته است نسلی که بعد از خمینی سیاست زده شده و مفاهیم انقلاب را در چارچوب مصالحه سیاستمداران و یا توجیه متشرعان صاحب منفعت دیده است
نسلی که خمینی را نچشیده و یاران خمینی را هم در گمنامی دیده نسلی که خمینی را از نگاه تبلیغات رسمی نهاد حکومت می بیند نه از روح و دل نسل گذشته، آنان که با خمینی نفس زدند و با او در آرزوهایش مشارکت جستند آن مردانی که خمینی آنها را بهترین اصحاب نامید
خمینی اگر بود چه می گفت ؟
امروز سوال این است که اگر خمینی می آمد و می دید بر انقلاب چه گذشته کدامیک را تایید و کدامیک را طرد می کرد کدامیک از مدعیان را یار و کدام یک را منفعت طلبان و منافقان ایام صلح می دانست ؟
خمینی اگر بود بر سر حاکمان امروز چه می کوفت و یا آنان چه رفتار می کرد آیا این انقلاب همان رویای خمینی است ؟
او که از فقر و غنا و مبارزه ی با آن می گفت او که از رنج مردم فریاد می کرد و فساد عمال حکومت را از فساد حاکمان م یدانست و آن را بر سینه رهبران می کوبید او که بی تقوایی و سیاست زدگی را مظهر هر فساد می د انست
امروز چه چیز را فریاد خواهد کرد؟
ای کاش او می آمد
تا از رنجی که سینه ها را زخمی روحها را شکننده و ذهن ها را خسته کرده می گفت
می گفت از امت امروزش و فاصله ی که بین ارزش ها و اعتقاد حاکمان افتاده
آنگاه که نفس ها در سینه شکسته می شود
امام هم اگر بیاید نمی تواند بگوید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خمینی هفده سال پیش رفت و اندیشه اش مانده است و گفته هایش و اعمالش میزانی است برجای مانده از او تا محکی باشد برای سنجش اعمال و اقوال حاکمان امروز ما
ای کاش او می آمد!!!
سیاست را چشم تنگی است به بزرگی دنیا
و هرکه از این زاویه نگاه کند چیزی تنگ تر از خود بزرگ بینی نمی بیند
و حکایت سالیان ما همچنان است
ارزش ها و اسلام زمانی به باد فنا می رود که قدرت در دست مخالف باشد نیروهای شایسته زمانی شناخته می شوند که حریف به نابودی کمر بسته و همه همه بازیچه شطرنج سیاست .
دراین میان رئیس جمهور بختیار گشت و آنچه نگاشت نیک بود و زیبا و دعوت به اسلام و یاد آور نامه ی امام به گورباچف
من این عینک سالهاست بشکسته ام و این چشمم تنگی را به کناری انداخته ام و به هیچ دروغی ایمان نیاورده ام
وای اگر خاتمی می نگاشت
تصمیم
سفرنامه حج(1)
دلم تنگ شده
ریگ و کفش
مقام بحث
حکایت تکرار تلخ اندیشه
زیبا هوای حوصله ابری است
مصیبت سینما
[عناوین آرشیوشده]
![]() |
![]() |